نعمتهای غیرقابل شمارش
اِلهى اُحْصى عَدَداً وَذِکْراً اءَمْ اَىُّ عَطـایاکَ اءَقُومُ بِها شُکْراً
مـعـبـود مـن کـدامـیـک از نعمتهایت را بشماره درآورده و یاد کنم یا براى کدامیک از عطاهایت به سپاسگزارى اقدام کنم
وَهِىَ یا رَبِّ اَکْثَرُ مِنْ اَنْ یُحْصِیَهَا الْعآدّوُنَ اءَوْ یَبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحافِظُونَ
در صورتى که آنها اى پروردگار من بیش از آن است که حسابگران بتوانند آنها را بشمارند یا دانش حافظان بدانها رسد
ما صَرَفْتَ وَدَرَاءْتَ عَنّى اَللّهُمَّ مِنَ الضُرِّ وَالضَّرّآءِ اءَکْثَرُ مِمّا ظَهَرَ لى ثُمَّ مِنَ الْعافِیَةِ وَالسَّرّآءِ
سپس اى خدا آنـچـه را از سختى و گرفتارى از من دور کرده و باز داشتى بیشتر بوده از آنچه برایم آشکار شد
از تـنـدرسـتـى و خـوشى
وَاَنـَا اَشْهَدُ یا اِلهى بِحَقیقَةِ ایمانى و من گواهى دهم خدایا به حقیقت ایمان خودم
وَعَقْدِعَزَماتِ یَقینى و بدانچه تصمیمات یقینم بدان بسته است
وَخالِصِ صَریحِ تَوْحیدى و توحید خالص و بى شائبه خود
وَباطِنِ مَکْنُونِ ضَمیرى و درون سرپوشیده نهادم
وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى و رشته هاى دید نور چشمانم
وَاَساریرِ صَفْحَةِ جَبینى و خطوط صفحه پیشانیم
وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسى و رخنه هاى راههاى تنفسم
وَخَذاریفِ مارِنِ عِرْنینى و پرده هاى نرمه بینیم
وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعى و راههاى پرده گوشم
وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَیْهِ شَفَتاىَ و آنـچـه بـچـسـبـد و روى هـم قـرار گـیـرد بـر آن دو لبـم
وَحَرَکاتِ لَفْظِ لِسانى و حـرکـتـهـاى تـلفظ زبانم
وَمَغْرَزِحَنَکِ فَمى وَفَکّى و محل پیوست کام (فـک بـالاى ) دهـان و آرواره ام
وَمَنابِتِ اَضْراسى و مـحـل بـیـرون آمـدن دنـدانـهـایـم
وَمَساغِ مَطْعَمى وَمَشْرَبى و محل چشیدن خوراک و آشامیدنیهایم
وَحِمالَةِ اُمِّ رَاءْسى و رشـتـه و عصب مغز سرم
وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى و لوله (حلق ) متصل به رگهاى گردنم
وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ صَدْرى و آنچه در برگرفته آن را قفسه سینه ام
وَحمائِلِ حَبْلِ وَتینى و رشته هاى رگ قلبم
وَنِیاطِ حِجابِ قَلْبى و شاهرگ پرده دلم
وَاءَفْلاذِ حَواشى کَبِدى و پاره هاى گوشه و کنار جگرم
وَما حَوَتْهُ شَراسیفُ اَضْلاعى و آنچه را در بردارد استخوانهاى دنده هایم
وَحِقاقُ مَفاصِلى و سربندهاى استخوانهایم
وَقَبضُ و انقباض عَوامِلى و انبساط و انقباض عضلات بدنم
وَاَطرافُِ اَنامِلى و اطراف سر انگشتانم
وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى و گوشتم و خونم و موى بدنم و بشره پوستم
وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى و عصبم و ساقم و استخوانم و مغزم و رگهایم
وَجَمیعُِ جَوارِحى و تمام اعضاء و جوارحم
وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِکَ اَیّامَ رِضاعى و آنچه بر اینها بافته شده از دوران شیرخوارگیم
وَما اَقلَّتِ الاَْرْضُ مِنّى و آنچه را زمین از من بر خود گرفته
وَنَوْمى وَیَقَظَتى وَسُکُونى و خوابم و بیداریم و آرمیدنم
وَحَرَکاتِ رُکُوعى وَسُجُودى و حرکتهاى رکوع و سجودم
اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الاَْعصارِ وَالاَْحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ اءُؤَدِّىَ شُکْرَ واحِدَةٍ مِنْ اءَنْعُمِکَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِکَ اِلاّ بِمَنِّکَ الْمُوجَبِ عَلَىَّ بِهِ شُکْرُکَ اَبَداً جَدیداً وَثَنآءً طارِفاً عَتیداً اَجَلْ
من (گواهى دهم ) که اگر تصمیم بگیرم و بکوشم در طول قرون و اعصار بر فرض که چنین عمرى بکنم و بخواهم شکر یـکى از نعمتهاى تو را بجا آورم نخواهم توانست جز به لطف خود که آن خود واجب کند بر من سپاسگزاریت را دوباره از نو و موجب ستایشى تازه و ریشه دار گردد
وَلوْ حَرَصْتُ اَنـَا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِکَ اءَنْ نُحْصِىَ مَدى اِنْعامِکَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ ما حَصَرْناهُ عَدَداً وَلا اَحْصَیناهُ اَمَداً
آرى و اگر حریص باشم من و حسابگران از مخلوقت که بخواهیم اندازه نعمت بخشیهاى تو را از گذشته و آینده بـه حساب درآوریم نتوانیم بشماره درآوریم و نه از نظر زمان و اندازه آنرا احصاء کنیم !
هَیْهاتَ اءنّى ذلِکَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فى کِتابِکَ النّاطِقِ وَالنَّبَاءِ الصّادِقِ وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها
هیهات ! کجا چنین چیزى میسر است و تو خود در کتاب گویا و خبر راست و درستت خبر داده اى که ((اگر بشمارید نعمت خدا را احصاء نتوانید کرد))
- ۹۹/۰۱/۲۰

اللهم عجل لولیک الفرج